دیلم وگناوه

پنجشنبه صبح طبق یه برنامه تنظیم نشده رفتیم به سمت دیلم وگناوه .

ساعت11بودکه رسیدیم دیلم وبعدازکلی وپیچ وتاب جای پارک یافتیم وخوشحال وخندان نیشخند

دویدیم سوی بازارکه البته بازاردیلم دیگه اون رونق سابق رونداشت .

جز چندتاشلواربرای آقای میم چیزدیگه ای نخریدیم.ناهارم ازیه جاکه غذاهای سنتی می پخت گرفتیم ورفتیم لب ساحل .دیلم ساحل زیبایی داره .خلاصه ناهارروخوردیم وپریدیم سمت ماشین وپیش به سوی گناوه.کمترازیک ساعت توی راه بودیم البته یه جاهایی ازمسیرمه غلیظی بودکه مجبورشدیم آهسته بریم .بازارگناوه تادلتون بخوادشلوغ وباحال بودازهمه جای ایران براخریداومده بودن .جوعیدنوروزگرفتمون وحسابی خریدکردیم.البته بازارگناوه اونقدربزرگه که مافقط نیمی ازاونودیدیم ولی به نظرم قیمتا عالی بودن.

کلا ماخانوماازخریدکردن روحیه می گیریم.

آخرهفته هم امتحان ارشددارم که البته هیچ امیدی به قبولی ندارم چون اصلا نرسیدم کتاباروتموم کنم.افسوس

 

/ 5 نظر / 16 بازدید
سروناز شیراز

[ماچ]

سین بانو

مبارک خریدا خانوم. ما عید امسال گناوه بودیم اینقدر شلوغ بود که اصلا نمیشد جنسا رو دید! من هم آخر هفته امتحان ارشد دارم و هیچ امیدی ندارم [زبان] نمیای سراغ من خانومی. دلم پوسید از بس هیشکی نمیخونه پستامو [ناراحت]

vahid

لام بهت تبریک میگم وبه جالبی داری وقت کردی به وبلاگ منم یه سر بزیم ایدیمو برات گذاشتم دوست داشتی ادم کن بیا یاهو

vahid

لام بهت تبریک میگم وبه جالبی داری وقت کردی به وبلاگ منم یه سر بزیم ایدیمو برات گذاشتم دوست داشتی ادم کن بیا یاهو