میم من سین تو


وبم حسابی تارعنکبوت زده

خلاصه بعدازکلی گردگیری وآب وجاروب می نویسیمممممممممممممممممممممممممژه

این چندوقته سرم باشاگردام ودرسای دخترم گرم بودووقت نمی کردم بشینم پای نت

چندروزتعطیلی هم خواهرم باهمسرش ازتهران اومدن وکمی خوزستان گردی کردیم وخصوصارفتیم آبادان که من عاشق این شهرم وکلی خرت وپرت خریدیم که البته دیگه مثل قبل نبودوقیمت هاازاهوازهم گرون تر بود

نمی دونم این رشدبی رویه قیمتا تاکی ادامه داره .واقعاماملت صبوری هستیم واین صبوری روحتماازحضرت عیوب به ارث بردیم.

یه چیزتعجب آورکه این روزافکرمومشغول کرده اینه که بااین وضع نابسامان وگرانی این همه زن حامله که توخیابون ودورواطرافم می بینم یعنی چیسوالخانمه توخرج ومخارج اون دوتامونده رفته براسومیتعجب

فکرکنم ملت همه جوگیر شدن یااینکه بابچه به دنیا آوردن دارن فکرشونوازسختیای زندگی منحرف می کننهیپنوتیزم

فکرکنم دارم هذیان می گم وتاحرف سیاسی نزدم ودروبموتخته نکردن بهتره برم بخوابموقت تمام

 

جمعه ۱٩ آبان ۱۳٩۱ | ۱:۳٤ ‎ق.ظ | خانم سین | نظرات () |
Design By : nightSelect.com