میم من سین تو


امروز روزاول مهربود صبح باعجله بادخترم رفتیم مدرسه اش ونیم ساعتی طول کشید تارضایت دادکه ازپیشش برم وباتاخیر رفتم سرکارخودم.

مدیرمون آنچنان نگاه غضب آلودی بهم کرد که قلبم ازدهنم زدبیروناسترس

ازشاگردام بگم که یکی ازیکی ماهترن .قربونشون برم هیچ گریه نکردن وبهونه نگرفتن ووقتی خونواده هاشون اومدن دنبالشون دلشون می خواست بازم بمونن.

امروزروباهدیه دادن ونقاشی وبازی گذروندیم تابعد که درس روشروع کنیم

بعدش رفتم دنبال دخترم وباهم اومدیم خونه.خداروشکرشام امشب رودیشب درست کردم والان راحت می خوام برم استراحت کنم

میم عزیزم برای تمام دلگرمیات وانرژی مثبت دادنات ممنونماچقلب

شنبه ۱ مهر ۱۳٩۱ | ٤:۳٢ ‎ب.ظ | خانم سین | نظرات () |
Design By : nightSelect.com