میم من سین تو


کم کم داریم به اول مهر نزدیک می شیم ودغدغه های فکری منم شروع می شه دخترم امسال می ره کلاس اول انگارهمین دیروز بودکه ازبس که عجله داشت 7ماهه به دنیا اومدواونقد وزنش کم بود که حتی می ترسیدم بغلش کنم(1کیلوو300گرم)ولی خداروشکر الان براخودش خانمی شدهمژه

خودمم امسال معلم بچه های پیش دبستانی شدم وازاول مهر معلم می شم خداکنه معلم خوبی بشم .ازسال 83که توی یه شرکت کار می کردم وبعدازازدواجم که زود دخترم به دنیا اومددیگه فرصت کارکردن نداشتم امسالم تصمیم داشتم برای کارشناسی ارشدبخونم ولی احساس میکنم اگه ازرشته ای که درسشو خوندم استفاده کنم بهتره ومطالب بیشتری یاد می گیرم ودرکنارشم درس می خونم.

محل کارم نزدیک مدرسه دخترمه واینطوری می تونیم باهم بریم وبرگردیم البته اگه خانم مدیر درخواست منوقبول کنه وشیفت ظهر نیفتم.

آقای میم عزیزم همیشه کمکم بوده وهواموداشته همیشه توی تمام تصمیماتم کنارم بوده وهیچ لحظه تنهام نذاشته به اندازه این دنیا واون دنیاممنونشم ودستانش رامی بوسم وهرنفسم به عشق اوبالا می آید.

 

یکشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۱ | ٤:٠۱ ‎ب.ظ | خانم سین | نظرات () |
Design By : nightSelect.com